
برف سنگین در مونترال.
در بالا نمایی از کوه Mont Royal و چلیپای ایستاده بر آن در هنگام غروب خورشید. در پایین پیکره مسیح و گنبد کهن ترین بیمارستان مونترال و البته نخستین بیمارستان آمریکای شمالی به نام Hôtel-Dieu de Montréal که در 8 اکتبر 1645 ساخته شده است یعنی 3 سال پس از پیدایش شهر. این نما رو از بالکن آپارتمانمون برداشتم.
این درخت توی پارک Mont Royal رو نمی دونم چرا خیلی دوست دارم، انگار یه تیکه از ایرانه.
موسی جان بدید درختی ز نور نار
آن شعله درخت و از آن نارم آرزوست
یه چند روزی میشه که بوی پاییز توی هوای اینجا پیچیده و با هر دمی شادابی ویژه ای به روان آدمی می بخشه – البته آدمای پاییز دوستی مثل من. کاش می شد بوها رو هم با دوربین به تصویر کشید ولی بازم خوبه که می شه رنگ و روی پاییز رو ثبت کرد به ویژه پاییز اینجا که می گن حرف نداره. ولی باید فعلا منتظر موند چون که پاییز اول بوش میاد بعد رونگ و روش. پاییز برای من ویژه ترین فصل ساله. چون روی زمین جاهایی هستن که همیشه بهارن، یعنی همیشه سرسبزی و تر و تازگی بهار رو دارن و هیچ گاه خزان و زمستون رو به چشم نمی بینند. همچنین جاهایی روی زمین هست که همیشه تابستونی یا همیشه زمستونی هستن. جنگل های همیشه سبز استوایی، بیابان های گرم و خشک و قطب ها. ولی هیچ گاه در هیچ جای زمین پاییزی درازتر از 2 یا 3 ماه دیده نمی شه. پس پاییز یه فصل ویژه است. می خواستم عکس بوی پاییز رو اینجا بزارم ولی چون نمی شد به جاش این چند خط رو نوشتم.